|
شیرازی های آفریقا و
نوروزی تابستانی
علی عطار
(در سفر به
زنگبار)

این روزها یک گروه از تلویزیون
فارسی بی بی سی برای شرکت در مراسمی که در گذشته بیشتر نیروزی
(نوروز به لهجه زنگباری) خوانده می شد ولی در چند دهه گذشته به
زبان سواحلی "مواکا کوگوا" (جشن آب) یا "سیکا یا مواکا" (جشن
سال نو) نامیده و در تابستان برگزار می شود به زنگبار سفر کرده
تا با شرکت دراین مراسم فیلم مستندی در باره این قوم که خود را
ایرانی الاصل می دانند ولی امروز ظاهری آفریقایی دارند تهیه
کند.
تیم بی بی سی فارسی با استقبال شیرازیان مواجه شده است.
بنا به اطلاعات مورخان اقامت مردمی به نام شیرازی در ساحل شرقی
آفریقا به نزدیک هزار سال قبل بر می گردد، زمانی که علی بن حسن
شیرازی با همراهانش به این منطقه آمدند و بعدا سلسله ای تشکیل
دادند که به شیرازی معروف شد، اگر چه در مورد شخص علی بن حسن و
این سلسله که در قرن شانزده به دست پرتغالی ها برچیده شد منابع
موثق ودقیق بسیار کم است.
از زمان شکست شیرازی ها اقوام گوناگونی چون پرتغالی ها،
انگلیسی ها، آلمانی ها و اعراب عمانی به جزیره زنگبار آمدند
ولی شیرازی ها همچنان به حیات اجتماعی خود ادامه دادند. در دهه
های پنحاه و شصت میلادی نام شیرازی های زنگبار با تشکیل حزب
آفروشیرازی که در انقلاب 1964 این جزیره شرکت فعال داشت بر سر
زبانها افتاد.
اما پس از همین انقلاب بود که شیرازی ها در ابراز هویت خود
دچار مشکل شدند و آفریقایی بودن آنها به شیرازی بودنشان ترجیح
داده شد. با این وجود آنها با برگزاری آداب و سنن و خود که یکی
از آنها جشن تابستانی سال نوست
سعی بر حفظ هویت خود دارند.

مراسم "نیروزی" یا مواکا کوگوا
معمولا در نیمه تابستان بر گزار می شود و امسال شیرازی ها آن
را روز سه شنبه 20 ژوئیه (29 تیر) مانند همیشه در روستای
مکوندوچی، در جنوب شرقی جزیره زنگبار برگزار کردند. اگرچه زمان
و شکل برگزاری این مراسم با نوروز کشورهای فارسی زبان متفاوت
است، اما در آن عناصری وجود دارد که مردم محلی آنرا بازمانده
جشنی می دانند که اجدادشان حدود هزار سال پیش به اینجا آورده
اند. این باور های مردمی توسط برخی از پژوهش گران هم تائید شده
است.مراسم اصلی نَیروزی شیرازی ها در ساعتی که توسط کمیته
برگزاری تعیین می شود (معمولا قبل از ظهر) با ورود دسته هایی
از جوانان که بصورت رژه و با دادن شعارهایی رزمجویانه به میدان
برگزاری می آیند، شروع می شود. در گوشه ای از همین میدان بزرگ
زیرسایه بانی یک چهار پایه مخصوص و گلدانی که در آن عود می
سوزد قرار دارد و زنانی که آرزو یا نذر دارند دست روی دود این
گلدان می گذارند و در حضور زنی دیگر که حکم پیر را دارد دعا می
خوانند.

دسته های جوانانی که از جنوب و
شرق مکوندوچی وارد میدان شده اند با ساقه های درخت موز با هم
به مبازه می پردازند. در همین حین است که دختران هم شعار گویان
و گروه گروه وارد میدان می شوند.
پس از رسیدن ساعت معین، گروهی از پیش تعیین شده به ساختن
آلونکی از شاخه های درخت نارگیل می کنند. در میان این آلونک به
جز سینی و ظروفی که قرارداده می شود، مردی هم پنهان می شود. پس
از ساختن آلونک شاخه های سبز و پر برگ بر فراز این آلونک گرفته
شده و آنرا آتش می زنند. در حالیکه آلونک می سوزد شاخه های سبز
همچنان بر فراز آن افراشته اند و گویی نماد نویی و سبزی بر
گذشته ای که خاکستر می شود فرمانروایی می کند.
مردی که در میان آلونک پنهان بود، می گریزد و زنان به گرد آتش
سرودهایی عاشقانه می خوانند. با سوختن و فرو ریختن آلونک مراسم
به پایان خود می رسد و جمعیت شرکت کننده پراکنده می شود. این
مراسم قبلا با غسل در اقیانوس یا گردشی در کنار آن پایان می
گرفت ولی امروز این بخش آن بیرنگ تر شده است. اعتقاد محلی این
بوده که مردی که از آلونک بیرون می آید با فردی که در آن پنهان
شده بود متفاوت است و می تواند به زایش نو از کهنه اشاره داشته
باشد. شاید هم این مراسم ریشه در قربانی کردن دارد که در
باورهای باستانی وجود داشته است.
در خانه های مکوندوچی در روز مواکا کوگوا غذا های عیدانه تهیه
می شود. دیگ های بزرگ و کوچک برنج و عدس پخته می شود که آن را
پلو می نامند. سفره میزبانان با پلو و غذا های دیگر برای مهمان
ها گسترده است.
با تغییرات سیاسی اجتماعی و تبدیل زنگبار به یک جزیره توریستی
به نظر می رسد مراسم مواکا گوگوای شیرازی ها هم تا حدی به یک
جاذبه توریستی جزیره تبدیل شده است. کاهش شرکت کنندگان بومی و
افزایش تماشاچیان توریست حتی نسبت به 9 سال پیش که من در این
مراسم حضور داشتم،محسوس است.
شیرازی ها این جشن را به چند دلیل به اجداد خود که در سده
یازده یا دوازده به شرق آفریقا آمدند نسبت می دهند: وجود آتش،
محاسبه این جشن بر اساس تقویم خورشیدی سواحلی و غسل در آب که
قبلا در برخی مناطق ایران هم در هنگام نوروز معمول بوده از
جمله این دلایل است. اگر هم چنین باشد مراسم نیروزی شیرازی ها
در گذر زمان به شدت "آفریقایی" شده و عناصری از آیین های دیگر
محلی در آن پذیرفته شده اند، مسئله ای که در سنن و آداب هر قوم
دیده می شود. مثلا نوروز ایران هم با گذر زمان و با تغییر مذهب
ایرانیان دچار تحول زیادی شده است. در مقابل کسانی که مراسم
نیروزی را به نوروز ایران نسبت می دهند، بعضی پژوهشگران این
رابطه را توهمی می دانند که ریشه در سیاست های استعماری و
مبارزات سیاسی یک قرن اخیر در جزیره زنگبار دارد.
اگر
چه وجود یک سلسله شیرازی در ساحل شرق آفریقا سالهاست مورد توجه
پژوهش گران قرار گرفته ولی همواره در پرده ای از ابهام قرار
داشته است. وجود حدود سیصد واژه فارسی در زبان سواحلی، وجود یک
مسجد که در آن خط کوفی معمول در ایران وجود دارد و خرابه های
شهر کیلوه کیسیوانی شواهدی برای حضور ایرانی ها و شیرازی ها در
این جزیره محسوب می شود. امروز با پیدا شدن سکه هایی در یک
مسجد در جزیره پِنبَه که به گفته کارشناسان ضرب سلسله شیرازی
را دارد، برای بسیاری این حدس به یقین تبدیل شده است. بهر حال
مردم بومی شیرازی زنگبارو سواحل آفریقای شرقی شکی در حضور
شیرازی ها دراین منطقه ندارند. مردم روستای مکوندوچی به ما
گورستان متروکه و مسجدی را نشان دادند که معتقدند به شیرازیان
تعلق دارد اگرچه تا کنون درهیچ منبعی ذکر نشده است. شیرازی ها
همچنان معتقدند که علی بن حسن از پدری شیرازی و مادری آفریقایی
زاده شد ولی مورد ظلم و تمسخر برادران کاملا ایرانی خود قرار
گرفت. پس او به سرزمین مادری خود برگشت، سلسله شیرازی را تشکیل
داد و نوعی تمدن آفریقایی ایجاد کرد. از شگفتی ها و ابهامات
وجود یک سلسله شیرازی در شرق آفریقا این است که چرا منابع
ایرانی و عربی هیچگونه اشاره ای به وجود آن نکرده اند و تنها
اشاراتی از پرتغالی ها و یک سند چینی در این مورد وجود دارد.
آیا شیرازی ها ارتباط خود با سرزمین پدری خود کاملا قطع کرده
بودند؟ مسئله ای که با توجه به وجود حکومت های گسترده و قوی
چون صفویان بعید به نظر می رسد. در کنار این ابهامات به نظر می
رسد که شیرازی های امروز به وجود اصلیت ایرانی و داشتن آدابی
که از آن سرزمین آمده است همچنان مصرتر از مورخین و پژوهشگران
هستند.
درگذشت دكتر رحیم
رضازاده ملك
دكتر رحیم رضازاده ملك،
محقق و پژوهشگر فرهنگ، تاریخ و تقویم ایران، سهشنبه شب(۲۲
تیرماه جاری) به علت ایست قلبی درگذشت. آن زندهیاد در حوزه
كتابشناسی و نقد تاریخ و فرهنگ ایران سخت فعال بود و نشریاتی
چون نقد و تحقیق، كتابشناخت و هوای تازه (۳ شماره كه شماره
چهارم در دست چاپ است)را به زیر چاپ برد.
به گزارش خبرگزاری كتاب ایران(ایبنا) از این پژوهنده گرانقدر
آثار برجستهای در زمینه تاریخ قاجار، زبانهای ایرانی و تقویمهای
مختلف ایرانی بر جای مانده است كه از جمله آنها میتوان به «تاریخ
روابط ایران و ممالك متحده آمریكا» انتشارات طهوری ۱۳۵۰، «حیدرخان
عمواوغلی چكیده انقلاب» انتشارات دنیا ۱۳۵۲، «گویش آذری» (متن
و ترجمه و واژهنامه رساله روحی انار جانی)، انتشارات انجمن
فرهنگ ایران باستان ۱۳۵۲، «سوسمار الدوله»، انتشارات دنیا
۱۳۵۴، «دانشنامه خیامی» (مجموعه رسائل علمی و فلسفی و ادبی
عمربن ابراهیم خیامی) انتشارات صدای معاصر و علم و هنر ۱۳۷۷، «زیج
ملك» (استخراج و تطبیق تقویمها)، نشر گلاب ۱۳۸۰، «تنكلوشا» (از
مولفی ناشناخته) به انضمام مدخل منظوم (از عبدالجبار خجندی
سروده سال ۶۱۶ ه.ق)، مركز نشر میراث مكتوب ۱۳۸۴ و دهها اثر و
نوشته دیگر اشاره كرد.
نشریه «كتاب هفته» در شماره ۲۳۸ (شنبه ۱۲ تیرماه جاری) گفتوگوی
مفصلی با این محقق برجسته انجام داد كه در آن، ضمن اشاره به
كارنامه قلمی این پژوهنده به آثار در دست چاپ وی نیز اشاره شده
است، كتابهایی نظیر شاهنامه، شاهنامهها، مهر مسیحا، آقای
آلت فعل و...
زندگینامه: رحیم
رضازاده ملك (۱۳۱۹-۱۳۸۹)
همشهریآنلاین: رحیم رضازاده ملك،مورخ، پژوهشگر نجوم و ادبیات
۱۷ مهرماه ۱۳۱۹ در مراغه آذربایجان به دنیا آمد. تحصیلات
ابتدایی و متوسطه را در تهران گذراند. تحصیلات دانشگاهی خود را
درمقاطع كارشناسی و كارشناسی ارشد امور مالی و حسابداری در
دانشگاه تهران به پایان رساند.
رضازاده ملك، بعد از فارغالتحصیلی به آمریكا رفت و دوره
كارشناسی ارشد مدیریت مالی و دكترای اقتصاد سنجی را در دانشگاه
وست كاست به پایان رساند.
رضازاده ملك در چند شاخه علمی تبحر خاص داشت و همت و تلاشش را
در حوزههایی چون نجوم و گاهشماری و تقویم و تاریخ و فرهنگ و
ادب ایران متمركز ساخت.
از آثار او در زمینه تقویم و گاهشماری میتوان به زیج ملك(نشر
گلاب)،در معرفت تقویم(نشر گلاب)گاهشماری(دانشگاه پیام نور)
اشاره كرد.
علاقهمندی به خیام نیشابوری سبب شد تا بخشی از مطالعات و
پژوهشهای رضازاده ملك به این دانشمند و شاعر نامی ایرانی
اختصاص یابد كه از جملهآنها میتوان به كتابهای دانشنامهخیامی(صدای
معاصر)دو رساله فلسفی(نشر گلاب)،عمر خیام قافلهسالار
دانش(صدای معاصر) و ترانههای خیام،گوهر اندیشه، جوهر
فلسفه(نشر ویدا) اشاره كرد.
كتابهای انقلاب مشروطه ایران بر
اساس اسناد بریتانیا(كتاب آبی)(انتشارات معین و مازیار) و
حیدرخان عمواوغلی(انتشارات دنیا)،ایران و ایرانیان(نشر گلبانگ)
و سوسمار الدوله(انتشارات دنیا)از جمله كارهای او در مزنیه
تاریخ به شمار میرود.
بخشی از مطالعات رضازاده ملك هم به زبان و ادب فارسی اختصاص
داشت كه كتابهای درباره املای فارسی،گویش آذری (انجمن فرهنگی
ایران باستان)، بلور كلام فردوسی (فكر روز و كلبه)، هوای تازه
(نشر گلاب) و تبین و تدوین قواعد املای فارسی (نشر گلاب) از
جمله آنهاست.
دكتر رضازاده ملك علاوه بر نگارش كتابهای یادشده دستی هم در
تصحیح متون داشت كه توضیح و تحلیل زینآلاخبار و مزدكنامه از
جمله آنهاست.
نوشتن دهها مقاله در موضوعات مختلف فرهنگی و علمی از دیگر
تلاشهای این محقق و مورخ سخت كوش به شمار میرود.
نگاهی به میراث فکری
دکتر رضازاده ملک
دویچه وله /
داود خدابخش
دكتر رحیم رضازاده ملك، محقق و
پژوهشگر سختکوش در پی یک ایست قلبی در تهران درگذشت. وی نه
فقط کارشناس در حوزه فرهنگ، تاریخ، ادب پارسی و تقویم ایران
بود، بلکه در امور اقتصاد به ویژه در بخش نظام مالیاتی کشور
تبحری خاص داشت.
رحیم رضازاده ملک در ۱۷ مهرماه ۱۳۱۹ در مراغه به دنیا آمد. وی
دوره دبیرستان را در دههی ۱۳۳۰ در تهران به اتمام رساند و با
استعدادی چشمگیر در ریاضیات، تحصیلات دانشگاهی خود را در مقاطع
كارشناسی وكارشناسی ارشد در امور مالی و حسابداری در دانشکده
شرکت نفت در تهران و دانشگاه تهران گذراند. وی در اواسط دههی
۱۳۵۰ به ایالت متحده سفر كرد و بار دیگر كارشناسی ارشد مدیریت
مالی و دكترا را در دانشگاه وست كاست خواند و دانشآموخته رشتهی
اقتصادسنجی شد.
رضازاده ملک در مقام حسابرس خبره و کارشناس اقتصاد و امور
مالیاتی تا رویداد انقلاب ۵۷ سالها استاد مدرسه عالی بازرگانی
تهران و پس از انقلاب در شماری دانشکدههای و مدارس عالی بود.
از او مقالههای تحقیقی متعددی در مجلههای تخصصی چون "حسابرس
خبره" انتشار یافته است. وی کارشناس رسمی دادگستری در امور
حسابرسی و مالیاتی بود. کتاب "اصول حسابداری" وی هنوز از کتابهای
درسی دانشگاهی محسوب میشود.
او که در دوران نوجوانی در آغاز دههی ۱۳۳۰ به سازمانهای
سیاسی چپ گرایش داشت، در دوران دانشجویی در کنار تحصیلات خود
در دههی ۱۳۴۰ به مطالعه و پژوهش در مسائل تاریخ معاصر، به
ویژه انقلاب مشروطه، و زبان و ادب پارسی روی آورد. علاقه و سختکوشی
او در این عرصه به جایی رسید که در دو دههی آخر زندگی، پژوهشهای
فرهنگی و تاریخی و ادبی را بر حوزه اقتصاد ترجیح میداد، ولی
به عنوان کارشناس هر بار مخاطب رسانهها و محافل اقتصادی باقی
ماند.
انسانی خردگرا با آرمانی نافرجام
رحیم رضازاده ملک از دههی ۱۳۳۰ همواره به دلیل تمایلات سیاسی
خود، صحنه تحولات سیاسی ایران را به دقت دنبال میکرد و دوستان
خود را در میان نویسندگان و اهل کتاب داشت. وی در دورهی
انقلاب ۵۷ با گرایشهای ملی و انساندوستانهای که داشت، به
گذشتهی فعالان سیاسی دهههای بیست و سی به دیدهی انتقاد مینگریست.
در دوره انقلاب ۵۷، او از تمامی سازمانهای سیاسی فاصله گرفت
و با بدبینی به آنچه در شرف وقوع بود، ترجیح داد یک نظارهگر
باقی بماند.
رضازاده ملک چه پیش و چه پس از انقلاب ۵۷ تقاضای مستقیم و
غیرمستقیم کانون نویسندگان ایران را برای عضویت نپذیرفت و از
ورود به هر جریان سیاسی دوری گزید. وی در دهههای پس از انقلاب
در عین حفظ آرمانهای انساندوستانه و برابریخواهانهاش،
نیروی خود را هرچه بیشتر به امر پژوهش در فرهنگ، تاریخ و ادب
پارسی و تقویم ایران سوق داد. رضازاده ملک کنج آرام کتابخانه
و پژوهش در زمینههای مورد علاقهی خود را بر هیجانات روزگار
ترجیح میداد.
این پژوهشگر، انسانی بود خردگرا که از تجربهی هر گونه بیتدبیری
از سوی دیگران برمیآشفت و آن را برنمیتابید، تا جایی که در
عین شوخطبعی، زبانی گزنده و انتقادی به خود میگرفت. از این
رو وی در جامعهی ایران امروز، انزوا را بر روابط بیپایهی
سطحی ترجیح میداد و مناسبات خود را به دوستان نزدیک اهل کتاب
و قلم و تحقیق محدود کرده بود.
نگاه تیزبین اقتصادی او را نیز باید به سرشت خردگرای وی نسبت
داد. علاقهی وافر به پژوهشهای خیامشناختی وی نیز برآیند
همین خصلت خردجوی وی است.
این پژوهشگر تاریخ و فرهنگ، عقلانیت و سختکوشی درونی خود را
نیز از دیگران طلب میکرد و آن را نزد هر کس میستود. هرچند که
وی هرگز به دنبال ثروت نرفت و از حاصل دسترنج فکری خود زیست،
ولی به عنوان یک اقتصاددان ارزش پول و ثروت برای یک جامعه را
نیک میدانست.
کارشناس اقتصاد و امور مالی
رحیم رضازاده ملک را بیشتر یک پژوهشگر در حوزه فرهنگ و تاریخ و
ادب میشناسند. ولی او اقتصاددانی متبحر و از نادر کارشناسان
در امور نظام مالیاتی کشور بود. در دوره ریاست جمهوری محمد
خاتمی، پس از تصویب قوانین مالیاتی در مجلس شورای اسلامی، متن
قانون را برای نظر کارشناختی نزد او بردند و او نیز ضمن
برشمردن نارساییهای آن، انتقاد داشت که نظر کارشناختی را باید
پیش از تصویب قانون بخواهند و نه پس از آن.
ماهنامهی "اقتصاد ایران" نیز در آخرین شماره خود (خرداد ۱۳۸۹)
گفتوگویی داشته است با دکتر رحیم رضازاده ملک با عنوان "پاسخگویی
مالیاتی یا پاسخهای نفتی". وی در این مصاحبه به ارزیابی
الگوپذیری بینالمللی میپردازد. متن این مصاحبه از سایت
ماهنامه "اقتصاد ایران" به دلایل نامعلوم حذف شده است.
نویسندهی "حیدرخان عمواوغلی، چکیده انقلاب"
بر اساس یک جزوهی ۱۵ صفحهای با عنوان "کارنامهی ملک" مجموعهی
آثار رضازاده ملک دربرگیرندهی ۳۵ عنوان كتاب و ۸۰ مقاله در
حوزههای تاریخ، متون، زبان و ادب فارسی، خیامشناسی و تقویم
است که تا سال ۱۳۸۷ انتشار یافته است. این فهرست شامل کتابها
و مقالهها و مصاحبههای وی در حوزه اقتصاد نمیشود. وی به
هنگام مرگ چندین کتاب و مقاله در دست انتشار داشت.
فرهنگیان، دانشجویان و فعالان سیاسی دورهی انقلاب ۵۷ بیشک
کتاب "حیدرخان عمواوغلی، چکیده انقلاب" را به یاد دارند. این
کتاب تحقیقی در باره شوریدگی یک انقلابی به قلم رضازاده ملک در
سال ۱۳۵۲ توسط انتشارات دنیا منتشر شد. وی برای انتشار آن با
اداره سانسور حکومت پهلوی میبایستی مدتها دست و پنجه نرم میکرد.
پرداختن به زندگی این انقلابی شورشی بیشک بیارتباط با گرایشهای
سیاسی نویسندهی آن نبوده است.
کتاب "سوسمارالدوله" که روایتگر خصائل حاکم مستبدی چون
ناصرالدین شاه بود، نیز حاکی از نگرش رضازاده ملک به دستگاه
پهلوی بود که در سال ۱۳۵۴ انتشار یافت. کتاب "هوپ هوپ، زبان
بُرّای انقلاب" (۱۳۵۷) و مقالهی "نخستین تجلیات نهضت کارگری
در ایران" در دفتر چهارم "نقد و تحقیق" سال ۱۳۵۷ در همین فضا
انتشار یافتند.
"کوچه قجرها" جلد دوم سوسمارالدوله است که قرار است به زودی
منتشر شود. رحیم رضازاده ملک در مصاحبه با "کتاب هفته" در
تیرماه ۸۹ گفته بود که این کتاب تاریخ قاجار را برمیرسد، «اما
این سلسله را برخلاف سایر محققان که آن را از دید سیاسی
نگریستهاند، از دید اجتماعی میبیند که به نظرم مفیدتر،
مؤثرتر و برانگیزانندهتر است».
"تاریخ روابط ایران و ممالک متحده آمریکا" پیش از کتابهای
بالا در سال ۱۳۵۰ انتشار یافت که نویسنده به آغازههای مناسبات
دو کشور پرداخته است. "ایران و ایرانیان" (خاطرات بنجامین،
نخستین سفیر ایالات متحده آمریکا در ایران به سالهای
۱۸۸۳−۱۸۸۵) در سال ۱۳۶۳ و "انقلاب مشروطه ایران" (به روایت
اسناد وزارت امور خارجه انگلیس − کتابهای آبی) در ۸۱۴ صفحه در
سال ۱۳۷۷ انتشار یافتند.
کارهای قلمی رضازاده ملک از اواسط دههی چهل آغاز شد. وی کتاب
۵۰ صفحهای "گفتاری درباره املای فارسی" را در ۲۶ سالگی در سال
۱۳۴۵ انتشار داد. در همین سال دو مقاله تحقیقی وی نیز با عنوانهای
"واژهی روزنامه" و "واژههای نادرست" را در مجلهی "تحقیقات
روزنامهنگاری" منتشر کرد.
آقای رضازاده ملک در دههی ۱۳۵۰ چهار شماره دفترهای "نقد و
تحقیق" و در دههی ۱۳۸۰ دفترهای "هوای آزاد" (سه شماره که
شماره چهارم در دست چاپ است) را انتشار داد. این دفترها حاوی
مقالههای انتقادی و تحقیقی وی هستند.
پژوهش در زمینه تقویم و گاهشماری
در زمینه تقویم و گاهشماری میتوان به آثار زیرین وی اشاره کرد:
"زیج ملك" (استخراج و تطبیق تقویمها، ۱۳۸۰)، "در معرفت تقویم"
(۱۳۸۱)، "گاهشماری" (۱۳۸۳)، "پژوهش تقویمهای ایرانی" (۱۳۸۴) "زیج
مفرد" (۱۳۸۴) و بیش از ۱۵ مقاله تألیفی در نشریات علمی و
پژوهشی مانند "نامه انجمن" (نشریه انجمن آثار و مفاخر فرهنگی)
و "آینه میراث" (نشریه مركز پژوهشی میراث مكتوب) تجلی یافته
است.
مقاله های پژوهشی "آغاز و انجام شهریاری"، "گاوبارگان در
طبرستان"، "طول مدت زمان یك سال اعتدالی"، "قمر در عقرب"، "لحظههای
تحویل سال اعتدالی"، "بختنصر و تاریخ بختنصری"، "تقویم معتضدی"،
"گاهنبارها"، "تاریخ دقیق آغاز و انجام حكومت اشكانیان در
ایران"، "زیج ملك شاهی؟ زیج خیام؟ هیچكدام!"، "تاریخ دقیق
تأسیس حكومت ساسانیان در ایران"، "پنجك مس ترفتگ" ، "تاریخ
جمالی"، "تقویم هجری خورشیدی"، "تقویم وتقویم نگاری در تاریخ"،
"تقویم مازندرانی" و "یادداشتهایی درباره گاهشماری سنتی ساحل
نشینان كرانههای جنوبی دریای مازندران"، نیز از جمله كارهای
وی به حساب میآیند.
پژوهش در حوزه زبان و ادب پارسی
رحیم رضازاده ملک به زبانهای عربی، انگلیسی و آذری تسلط داشت
و با زبانهای باستانی پهلوی، آرامی (و خط میخی)، سریانی و
سغدی آشنا بود. وی بسیاری گویشهای ایرانی را میشناخت در این
زمینه تحقیق کرده بود.
وی به عنوان یک آذریزبان علاقهای ویژه به این زبان داشت و
پژوهشهایی در این زمینه از خود برجای گذارد. "گویش آذری" (متن
و ترجمه و واژهنامه رساله روحی انار جانی)، انتشارات انجمن
فرهنگ ایران باستان (۱۳۵۲)، "آذری (گویش دیرین مردم آذربایجان)"
در ۲۴۶ صفحه از جمله این آثار است.
مقالههایی چون "نمونههایی از گویش کرمانی"، "سیمرغ و سیندخت"،
بلورکلام فرودسی، "شمار ابیات فردوسی"، "اصلاح یا تغییر خط"، "دیباچهی
شاهنامه ابومنصوری"، "اشعار نباتی قراداغی به گویش تاتی" را میتوان
در میان آثار این پژوهشگر ایرانی یافت.
پژوهش در حوزه متنشناسی
تصحیح و ویرایش کتاب "دبستان مذاهب" (تألیف موبد کیخسرو
اسفندیار به سال ۱۰۶۳ هجری) که جلد دوم آن به تعلیقات نویسنده
در ۳۷۲ صفحه اختصاص دارد و در سال ۱۳۶۲ انتشار یافت، "دانشنامه
خیامی" (مجموعه رسائل علمی و فلسفی و ادبی عمربن ابراهیم خیامی،
۱۳۷۷)، "تنكلوشا" (از مولفی ناشناخته) به انضمام مدخل منظوم (از
عبدالجبار خجندی سروده سال ۶۱۶ هجری) که مرکز میراث مكتوب در
سال ۱۳۸۴ آن را انتشار داد، از جمله دهها اثر دیگر اوست.
"مولود زرتشت"، "زین الاخبار"، "مزدکنامه"، "مزدک بامدادان"، "مقدمه
فردوسی بر منظومه شاهنامه"، از جمله آثار پژوهشی رضازاده ملک
هستند که همگی آنها وابستگی عمیق وی به سرزمین و آثار ادبی
کشورش را نشان میدهند.
نشریه "كتاب هفته" در شماره ۲۳۸ (شنبه ۱۲ تیرماه ۸۹)، حدود ده
روز پیش از مرگ وی، گفتوگویی تفصیلی با رضازاده ملک انجام داد.
در این گفتوگو ضمن اشاره به كارنامه قلمی این پژوهنده به آثار
در دست چاپ وی نیز اشاره شده است، كتابهایی نظیر "شاهنامه،
شاهنامهها"، "مهر مسیحا"، "آقای آلت فعل" (در بارهی تقیزاده)
و ...
پژوهشهای خیام شناسانهی رضازاده ملك در چهار اثر، دانشنامهی
خیام (۱۳۷۷)، عمر خیام، قافله سالار دانش (۱۳۷۷)، ترانههای
خیام، گوهر اندیشه، جوهر فلسفه (۱۳۷۸)، و دو رسالهی فلسفی
(۱۳۸۲) دیده میشوند. دهها سخنرانی در موضوعهای دانش
گاهشماری و خیامشناسی، در همایشهای داخلی و بینالمللی، در
کارنامهی رضازاده ملك جای دارند.
مركزعلوم وستاره شناسی تهران ششمین نشست علمی خود در تیرماه
۱۳۸۸ را به مناسبت سال جهانی نجوم، در نكوداشت دكتر رحیم
رضازاده ملك برگزار کرد. این مرکز نجوم ایران، به پاس پژوهشهای
وی هدایا و لوحهای تقدیر به رضازاده ملک اهدا کرد.
دکتر رحیم رضازاده ملک در شامگاه سهشنبه (۱۳ ژوئیه / ۲۲
تیرماه) در پی یک ایست قلبی درگذشت. پیکر وی قرار است روز
دوشنبه (۱۹ ژوئیه / ۲۸ تیرماه) در قطعهی نویسندگان "نامآوران"
در بهشت زهرا در حضور دوستان، بستگان و اعضای خانواده به خاک
سپرده شود.
گوشه هایی از زیبایی
های ایران
گزارش از: نخستین فرهادی
فرتورها از: بهزاد پرخیده
سفری داشتیم دو روزه به همت رهپویان مزدیسنا برای دیدن «آتشکده
خورهه» و «آتشکده آتشکوه» و «ارگ گوگد» به «آران بیدگل»، «گلپایگان»،
«خوانسار» و «دلیجان» رفتیم. بسیار مناظر طبیعت زیبا و شگفت
انگیز بود برخلاف شمال کشور که بسیار تا بسیار برای ساخت و
سازویلاها کوهها را می برند و تخریب می کنند، اینجا بسیار بکر
و دست نخورده باقی مانده بود. از سلفچگان تا بیدگل آران، محلات،
گلپایگان، خوانسار و دلیجان، دو طرف جاده زیبا و سرسبز و
دست¬نخورده، بدون اینکه نقطه¬ای خالی باشد. سرزمین ایران
پاینده باد با این همه زیبایی.
آتشکده خورهه
معبد سلوکی خورهه در روستای خورهه محلات است که به شوند قدمت
آن از زمان سلوکیان(2400 سال پیش)دارای شهرت است. پس از آن در
زمان اشکانیان این معبد به آتشکده تبدیل شده از این نیایشگاه
جز دو ستون سنگی چیز دیگری باقی نمانده است. ستون نماد آتشکده
های دوره اشکانی است.آتشکده در کنار دریاچه خود جوش خورهه که
دارای ترکیبات گوگردی است بنا شده است. آتشکده خورهه از دوران
سلوکی در ایران به شمار می آید و از نظر باستانشناسی دارای
ارزش و اهمیت خاصی است. نماد باد، آب، خاک و آتش در اینجا
کاملا وجود دارد، با هوایی بسیار دل انگیز و روح¬پرور. وقتی به
آنجا رسیدیم باران شدیدی هم می بارید. همه خیس شده بودند، اما
ایستادیم و همگی دسته جمعی اوستا خواندیم، چه آرامشی.




محلات
محلات و آبگرم محلات دومین جایگاه ما بود. شهر محلات از
شهرستانهای استان مرکزی در 400 کیلومتری تهران قرار دارد. وجود
چشمه ای طبیعی باعث گسترش شهر محلات شده است که هزار سال پیش
به نام استان انار نامیده می شده. این شهر از دو محله یکی در
دامنه شمالی کوه و دیگری در دامنه جنوبی کوه تشکیل شده که به
نام محلات یعنی دو محله نامیده شده است. منابع آب گرم معدنی
محلات دارای خواص درمانی بسیاری برای بیماری¬های پوستی و
استخوانی است. شوربختانه ما نتوانستیم از آبگرم استفاده کنیم
هم باران بسیار تندی می بارید هم زمانی که به ما داده بودند کم
بود. نهار را در رستوران آب گرم محلات که مربوط به میراث بود،
خوردیم. .محلات دارای باغهای گل زیبا و درختچه های زینتی می
باشد انواع حبوبات از محصولات و انواع قالیچه، گیوه و جوراب،
از صنایع دستی محلات است.










ارگ تاریخی گوگد
پس از آن به ارگ گوگد رفتیم از دور همانند نگینی می¬درخشید.
ارگ تاریخی گوگد، بزرگترین بنای خشتی ایران پس از ارگ بم است .
ارگ تاریخی گوگد دومین بنای بزرگ خشت و گلی ایران است
که تاریخ و زمان ساخت آن به حدود چهار قرن پیش میرسد.
تنها سند مکتوبی که از این بنا موجود است متعلق به حدود
130 سال پیش است که نشان میدهد نصف بنای ارگ توسط
شخصی به نام علیخان به عنوان مهریه به همسرش واگذار
شده و از آن پس به عنوان ارگ علیخانی نامیده شده است.
ارگ گوگد و شهر گلپایگان در مسیر جاده معروف ابریشم که
جاده اصلی تجاری دوران قدیم بوده قرار داشته¬اند. در شهر
گلپایگان مناری به ارتفاع 18 متر وجود دارد که در دوران
گذشته شعلههای فروزان آن در شب¬ها راهنمای کاروانیان بوده
و به همین مناسبت به فانوس صحرا شهرت دارد.
ارگ گوگد در زمان صلح به عنوان کاروانسرا مورد استفاده
قرار میگرفته و باتوجه به وضع و موقعیت ویژه خود نسبت
به کاروانسراهای مجاور، محل استراحت کاروان تجار سرشناس
و یا حاکمان و والیهای سایر ایالات ایران بوده است و
حتی به استناد اظهارات افراد مسن شهر گوگد، آقا محمدخان
قاجار نیز در لشکرکشیهای خود چند روزی را در این محل
استراحت کرده است.
ارگتاریخی گوگد در زمان جنگ و حمله اشرار به عنوان دژ
نظامی مورد استفاده قرار میگرفته و در بالای درب ورودی
شمالی، قسمتی به عنوان شاهنشین وجود داشته است که هماکنون
به عنوان سوئیت ویژه مورد استفاده قرار میگیرد و حوض
آبی در این شاهنشین وجود دارد که هر زمان در توسط
مهاجمین آتش زده میشد محافظین با تخلیه آب حوض، آتش
را خاموش میکردهاند. همچنین سوراخ¬هایی روی دیوارهای
مرتفع وجود دارد که از آن به عنوان سیستم امنیتی هشدار
دهنده استفاده میشد به این صورت که کبوترهایی را در
این سوراخ¬ها اسکان میدادهاند که شب¬ها با بیقراری و سر
و صدای این کبوتران متوجه ورود مهاجمین توسط قلاب و یا
نردبان میشدند. از طرفی چاهی در قسمت جنوب شرقی ارگ
وجود دارد که نشان میدهد برای روزهای مقاومت فکر آب
آشامیدنی نیز میشده است. برروی درب ورودی دو درکوب وجود
دارد که بزرگتر را مردکوب و کوچکتر را زن¬کوب مینامیدهان
که برعکس بقیه مناطق ایران، زنکوب در سمت راست قرار
گرفته.
ارگ گوگد، اکنون به هتل و رستوران و چایخانه تبدیل شده است. در
این هتل زیبا گردش کردیم و شب را گذراندیم اتاق¬های قدیمی با
درهای چوبی. اتاق ما در اشکوب بالا و بخش شاه نشین ارگ بود از
بالا تمام ارگ را می دیدم دور تا دور اتاق و جلوی اتاقها تالار
بود بسیار زیبا و درخت و آب نما وپراز پرنده با آسمانی
آبی-خیلی دلم می خواست این چنین جایی را از نزدیک ببینم و لمس
کنم چه رسد به گذراندن شب و روزی در آنجا –دم در وقتی وارد
میشویم مقداری از وسایل قدیمی مثل چرخ ریسندگی یا چرخ چاه یا
صندوق و خیلی چیزهای دیگر که بدون حفاظ گذ ا شته شده متوانی
لمس کنی و00000که فکر کنم در آینده نزدیک از بین بروند





آتشکده آتشکوه
آتشکده آتشکوه یکی از مهم¬ترین آثار به جای مانده از دوران
باستان در سرزمین کهن ایران، در شهرستان «نیمور» محلات قرار
دارد. این آتشکده درکنار رودخانه «انار آباد» برپا شده است که
سدی باستانی از دوره ساسانی بر این رود ساخته شده است.
تاریخنگاران دیرینگی این آتشکده تا به دوره ساسانیان می¬رسانند.
به گفته ابنفقیه همدانی این آتشکده تا سده چهارم هجری برپا
بوده است. همچنین او این نیایشگاه را با ایوان کسرا و معبد
آناهیتا در کنگاور برابر دانسته است.
ساخت این شهر را به دست همای، دختر بهمن، پور اسفندیار، نامور
به «نیم¬ور»، می¬دانند. بنای چهار تاقی آن شامل ستونهای سنگی
استوانهای شکل است که بر روی هم استوار شدهاند. این بنا
دارای اتاقهای سرپوشیده و محلی برای برافروختن آتش بودهاست.
محلی که این آتشکده قرار دارد دارای طبیعت سبزی است، ولی
شوربختانه این آتشکده رو به ویرانی می¬رود.
این آتشکده خاموش، در ۵ کیلومتری راه نیمور به دلیجان و در
نزدیکی روستای آتشکوهاست. با شهر محلات نزدیک به ۱۳ کیلومتر
فاصله دارد. در کنار این آتشکده درخت چناری روییده که دیرینگی
و بلندی بسیاری دارد.
کوههای سنگی این منطقه منبع بزرگ درآمد برای اهالی بومی و یکی
از بزرگترین معادن سنگ تراورتن در جهان است.




دشت لاله های واژگون
دشت لاله های واژگون منطقه وسیعی در دامنه رشته کوه زاگرس است.
مساحت دشت نزدیک به3600 هکتار است. لاله¬های وازگون در مناطق «گلستان¬کوه»
و به روایتی «بهشت¬کوه» خوانسار و منطقه جلگرد در نزدیکی
شهرکرد به صورت انبوه و در برخی دیگر از نقاط استان چهار محال
بختیاری به صورت پرا کنده دیده می¬شوند. لاله¬های واژگون که «اشک
مریم» هم نامیده می¬شود تنها در این مناطق رشد می¬کند، زمان
رویش این گیاه از میانه¬های فروردین ماه آغاز می¬شود و دوره
گل¬دهی آن تا پایان فروردین و میانه اردیبهشت ماه است. زمان
زیبایی و شادابی هر گل 15 روز است و پایان اردیبهشت بذردهی آن
آغاز می¬شود. این گل زیبا اگر چیده شود چند ساعتی بیشتر دوام
نخواهند داشت. دشتی زببا و شگفت¬انگیز «گلستان¬کوه» شگفت که به
راستی گلستان است. آرزو می¬کنم که همه بتوانید این جایگاه زیبا
را ببینید و خدای بزرگ و ایران زیبا را سپاسگزار باشید و گرامی
بدارید.


|