|
صندوقچه اي براي
آيندگان؛ اسرار تجارتخانه جهانيان
مهسا
جزيني
۹ سال قبل(در سال
1377خورشیدی) به هنگام مرمت يك سراي قديمي
در اصفهان، كارشناسان ميراث فرهنگي متوجه
شكافي درون يك ديوار شدند. بعد از شكافتن
ديوار صندوقچه اي با قفل و بست در پس آن
هويدا شد. صندوقچه اي كه بعد از باز كردن
قفل آن هزاران برگه سند و ده ها دفترچه
درون آن پيدا شد، صندوقچه متعلق به
تجارتخانه شاه جهانيان از بزرگ ترين
تجارتخانه هاي يكصد سال گذشته ايران و
محتويات آن صندوقچه به لحاظ تاريخي آنچنان
ارزشمند بود كه بعد از گذشت اين همه مدت
هنوز كار طبقه بندي آنها به پايان نرسيده
است. پس بيراه نيست اگر آن را صندوقچه
اسرار شاه جهانيان يا حتي مقطعي از تاريخ
مستند ايران و اصفهان بناميم. ستوده،
كارشناس سازمان اسناد و كتابخانه ملي
اصفهان ميگويد: اهميت اين اسناد در اين
است كه اطلاعات دقيقي از اوضاع سياسي،
اجتماعي و فرهنگي زمان خود در فاصله سال
هاي ۱۳۲۴ تا ۱۳۳۳هجري قمري به دست ميدهد.
صاحبان و متوليان و اداره كنندگان
تجارتخانه شاه جهانيان نسخه اي از مكاتبات
روزمره خود را نگهداري مي كردند و بعد به
صورت دفترچه درمي آوردند. بيش از چندين
جلد از اين مكاتبات كه عمدتاً رونوشتي از
تلگراف هاي ارسالي بوده هم اكنون موجود
است. در اين دفترچه ها از احوال و اتفاقات
روزگار مشروطه، ايل قشقايي، آمدن و رفتن
حكام و زندگي زرتشتي ها و تعاملات اقتصادي
و اجتماعي افراد به خصوص بزرگاني از هر
رده و صنف كه با تجارتخانه شاه جهانيان
آمد و شد داشته اند سخن به ميان آمده.
ستوده مي گويد: آنها دفتر سواد خطوط تلگراف داشتند و نسخه اي از نامه ها را براي خودشان نگه مي داشتند. او مي گويد هم اكنون كار ضدعفوني كردن و دسته بندي كردن اين اسناد و دفاتر به پايان رسيده و كار طبقه بندي شان نيز در حال اتمام است. بيش از چند هزار سند مالي، تجاري، تلگراف و نامه هاي شخصي روزشمار روزگار رفته اي را حكايت مي كند كه امروزه ارزش چنداني ندارد مگر همان نكات تاريخي اي كه از لابه لاي آنها بيرون كشيده مي شود. به گفته كارشناس سازمان اسناد اطلاعاتي كه از اسناد اين تجارتخانه هم اكنون برداشت مي شود از همه تجارتخانه هاي زمان خود مفصل تر است.
جهانيان ۵ برادر از يك
خانواده زرتشتي بودند. خانواده آنها به
هند كوچ كرده بود و آنجا به ثروت و مقامي
دست يافته بود. برادرها اما بعد به ايران
بازگشتند و تجارتخانه جهانيان را بنيان
نهادند. تجار زرتشتي در تاريخ معاصر ايران
به درستكاري و امانتداري معروف و مشهور
بوده اند و مستشرقان و مسافراني كه منابع
اطلاعاتي آنها وسيع بوده اغلب درباره
زرتشتيان و امور تجاري سخن رانده اند و به
صفت بازرگانان زرتشتي اشاره كرده اند. از
سويي در اقليت بودن آنها موجب شده بود كه
روحانيان و مسلمانان نيز به آنها اعتماد
كنند و مبادلات پولي خود را گاه به اين
تجار مي سپرده اند. براساس اسناد به دست
آمده از صندوقچه شاه جهانيان اين گونه
برمي آيد كه آنها از هواداران جنبش مشروطه
بوده اند و بخصوص در حوزه سياسي در اصفهان
از پيروان حاج آقا نجفي (از رهبران مشروطه
در اصفهان) به شمار مي رفته اند و به نوعي
تعامل و اعتماد متقابل ميان آنها وجود
داشته است. پولاك نيز در سفرنامه خود
آورده است: «زرتشتيان به عنوان بازرگان و
اقتصاد دان از شهرت بسيار برخوردارند و در
كار تجارت با هندوستان دلالي مي كنند و
صاحب چند كاروانسرا در تهران، اصفهان و
شيراز هستند.»
گفته مي شود كه از
ديرباز فكر تجارت در اندیشه زرتشتيان وجود
داشته است. در آن زمان هم عمده شغل
زرتشتيان خريد و فروش بوده و مي توان گفت
تنها وقايع سياسي مملكت امكان توقف يا به
هم خوردن اين روند را فراهم مي كرده است.
عمده فعاليت تجاري شاه جهانيان در زمينه
ارز (پوند و روپيه)، واردات كالا، صنايع
جديد، منسوجات و صادرات ترياك، پشم و مواد
مشابه بوده است. اين تجارتخانه حتي در كار
توزيع كتاب نيز فعال بوده است. لرد كرزن،
معتقد است زرتشتيان از بيم مخاطرات و
اقدامات خصومت آميز، كارهاي تجاري خود را
مكتوم مي داشته اند تا آنجا كه به گفته
ستوده، در اسنادي كه از شاه جهانيان به جا
مانده معلوم شده كه با كد و رمز حرف مي
زدند و براي جلوگيري از لو رفتن رمزها
دفتر مخصوصي نيز داشتند. اين مسأله در
كنار مشكل بودن خوانش خطوط شايد يكي از
عواملي بوده كه كار بازخواني اين اسناد را
به درازا كشانده است.تجارتخانه شاه
جهانيان نزديك به ۹ سال در اصفهان فعال
بود و بعدها به واسطه اختلافي كه بانك
شاهنشاهي (انگليس) با اين تجارتخانه پيدا
كرد اين تجارتخانه به ورشكستگي رسيد و
تعطيل شد. در واقع سياست بازي انگليس در
جريان نفت و قضيه امتياز دارسي به قرباني
شدن اين تجارتخانه انجاميد.ستوده، كارشناس
سازمان مي گويد: تجارتخانه شاه جهانيان از
طريق قراردادي كه با بانك شاهي داشت
فعاليت هاي تجاري خود را انجام مي داد.
برهمين اساس از بانك مي خواهد كه برات هاي
خرد تجارتخانه را به مردم تحويل دهد و
برات هاي با مبالغ هنگفت و عمده را نزد
خود نگه دارد، اما بانك شاهي دقيقاً برعكس
عمل مي كند به قصد زمين زدن تجارتخانه، در
نتيجه مردم خرده پا ناراضي و تجارتخانه هم
ورشكسته مي شود.
نمونه اي از قديمي
ترين دسته چك ها
اما يكي از مواردي كه
تجارتخانه شاه جهانيان را به لحاظ تاريخي
و اسنادي در مركز توجه قرار داده مسأله
استفاده از انواع چك و برات از سوي اين
تجارتخانه بوده كه به گفته كارشناس سازمان
اسناد به نظر مي رسد قديمي ترين يا نخستين
نمونه دسته چك هايي است كه در ايران وارد
شده و كاربرد يافته است. اين دسته چك ها
چاپ ايتاليا را بر خود دارد. ستوده مي
گويد: تجارتخانه شاه جهانيان از يك سيستم
كامل مالي استفاده مي كرده اند كه در زمان
خود شايد جزو نخستين ها به حساب آيد.
استفاده از دفاتر انديكاتور، دفاتر سياق و
دفاتر مالي از اين جمله است. به گفته اين
كارشناس نوع بايگاني اي كه صاحبان اين
تجارتخانه استفاده مي كرده اند همانند
انگليسي ها بوده است.
برگفته از: روزنامه
«ايران»، شماره 3710 ـ 21/5/86، رویه
ايران زمين (17)
دستاوردهاي
جشن هزاره «شاهنامه» در مقر يونسكو
دبيركل
بنياد فردوسي با اعلام دستاوردهاي جشن هزاره «شاهنامه» در مقر
يونسكو (پاريس)، ويژهبرنامههاي بزرگداشت فردوسي در ايران،
فرانسه و آلمان را تشريح كرد.
ياسر موحدفرد گفت: به كوشش بنياد فردوسي و با پشتيباني معاونت
هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و انجمن موسيقي ايران، جشن
جهاني هزاره شاهنامه با حضور نمايندگان 192 كشور عضو يونسكو در
تاريخ 31 مارس (11 فروردين ) در شهر پاريس (مقر يونسكو)
برگزار شد.
او ادامه داد: اين جشن با دعوت رسمي دبيركل يونسكو (ايرنا
بوكوا) و سخنراني مديركل ميراث فرهنگي و معنوي يونسكو (سيسيل
دوول) برگزار شد.
به گفتـه موحــدفـــرد، در اين برنــامه 16 نماآهنگ با موضوع
نوروز و شاهنامه و معرفي جاذبههاي گردشگري ايران به سفارش
بنياد فردوسي و كارگرداني شهرام سالمي به نمايش درآمد. ضمن
اينكه اجراي نقالي، برپايي كنسرت موسيقي و برخواني شعرهاي
شاهنامه از ديگر برنامههاي اين جشن بود.
او افزود: صبح همان روز نيز يك نشست علمي ـ پژوهشي با موضوع
نوروز و شاهنامه با حضور شاهنامهپژوهان هشت كشور دنيا و
مديران ارشد يونسكو در همان محل (مقر يونسكو در پاريس) برگزار
شد.
موحدفرد با بيان اينكه در فرانسه رايزنيها و مذاكرات
سازندهاي با مديران ارشد يونسكو، مسئولان سفارت ايران در
فرانسه و شاهنامهپژوهان برجسته ايراني به منظور برگزاري
ويژهبرنامههاي فرهنگي ـ هنري در كشورهاي اروپايي نظير فرانسه
و آلمان صورت گرفت، اعلام كرد: بر اين اساس، به اهتمام بنياد
فردوسي و انجمن دوستي آلمان و ايران، «پنجمين كنگره بزرگداشت
فردوسي» به مناسبت هزاره شاهنامه در مركز فرهنگي كنسرت هاوس
شهر برلين آلمـان در تــاريخ 28 مه (هفتم خردادماه) از ساعت 16
تا 22 برگزار خواهد شد.
به گفته دبيركل بنياد فردوسي، اين گردهمايي در دو بخش علمي ـ
پژوهشي و اجراي برنامههاي هنري برگزار ميشود و دبير آن نيز
پروفسور ناصر كنعاني از اعضاي هيأتامناي بنياد فردوسي و استاد
دانشگاه برلين خواهد بود. در اين همايش، شاهنامهپژوهاني از
چهار كشور ايران، آلمان، تاجيكستان و افغانستان سخنراني خواهند
كرد.
او همچنين گفت: برپايي كنسرت موسيقي سنتي، نقالي،
شاهنامهخواني، برپايي نمايشگاه كلاژ، نقاشي مينياتور و
نگارههاي شاهنامههاي كهن ايران در نگارخانه انجمن دهخدا و
تالار گل سرخ دريايي در شهر برلين از جمله برنامههاي فرهنگي
ـ هنري اين گردهمايي است. ضمن اينكه قرار است در اين همايش،
كالاهاي فرهنگي كه با پشتيباني بنياد فردوسي ساخته شدهاند،
براي نخستينبار رونمايي شوند كه از آنجمله ميتوان به
جورچيني كه بر پايه نقاشي قهوهخانهاي اثر استاد منصور وفايي
ساخته شده است و همچنين رونمايي از كتاب «متون شرقي، شيوههاي
غربي» دكتر محمود اميدسالار اشاره كرد كه توسط نشر ميراثبان
به دو زبان فارسي و انگليسي منتشر شده است.
او در ادامه عنوان كرد: با همكاري بنياد ملكالشعرا بهار،
همايش «جوانان و شاهنامه» در تاريخ 23 مي (دوم خرداد ) در
شهرداري منطقه 15 پاريس كه محل گردهمايي ايرانيان مقيم فرانسه
است، با حضور دانشجويان زبان فارسي و ديگر دانشجويان مقيم
پاريس برگزار ميشود كه دبير اين همايش دكتر شهين سراج از
اعضاي هيأت امناي بنياد فردوسي و از مدرسان مدرسه «لوور» پاريس
است.
دبيركل بنياد فردوسي افزود: با همكاري بنياد فردوسي و با
پيشنهاد پژوهشكده هنرهاي سنتي سازمان ميراث فرهنگي، پرونده ثبت
هنر نقالي ايران در مركز حفاظت از ميراث معنوي آسياي مركزي و
آسياي جنوب غربي يونسكو (كه در ايران مستقر است) تكميل شد و
براي ثبت جهاني هنر نقالي در فهرست ميراث معنوي جهاني در معرض
خطر، در دستور كار مسئولان يونسكو قرار گرفت كه تا چند ماه
آينده بررسي و نظر نهايي در اينباره اعلام ميشود.
او ادامه داد: همزمان با تعطيلات نوروز، گروه موسيقي سنتي
«همنوازان عرفان» به سرپرستي حميد وجدانپاك به تاجيكستان
اعزام شد و به اجراي قطعاتي درباره نوروز و شاهنامه در تالار
وفاسنتر تاجيكستان، شبكههاي سفينه و پايتخت اين كشور و همچنين
در جمع ايرانيان مقيم تاجيكستان پرداخت كه بسيار مورد توجه
قرار گرفت.
موحدفرد ساخت فيلم مستند «شهره هزاره» به كارگرداني مهناز ركني
با هدف معرفي شاهنامه و فردوسي به انگليسيزبانان را از ديگر
اقدامات بنياد فردوسي عنوان كرد و گفت: ساخت اين مستند و پخش
آن در ايام نوروز از شبكه پرستيوي، گام مناسبي براي توليد
برنامههاي مستند و نمايشي در جهت معرفي شاهنامه بود كه بر اين
اساس، ساخت مستند ديگري را در بنياد فردوسي در دستور كار قرار
داديم كه برنامههاي جشن هزاره شاهنامه در يونسكو، آلمان و
ايران را به كارگرداني شهرام سالمي به تصوير خواهد كشيد.
دبيركل بنياد فردوسي با اعلام اينكه ويژهبرنامههاي بزرگداشت
فردوسي امسال در تهران، مشهد و كرج برگزار خواهد شد، به ايسنا
گفت: دفتر نمايندگي بنياد فردوسي در خراسان متولي برپايي هفته
فرهنگي بزرگداشت هزاره شاهنامه در اين استان است كه در همين
ارتباط برنامههاي فرهنگي ـ هنري متنوعي در شهرهاي مشهد و توس،
آرامگاه فردوسي و زادگاه فردوسي در روستاي پاژ به دبيري دكتر
عباس خيرآبادي (رييس بنياد فردوسي خراسان و استاد دانشگاه)
برگزار خواهد شد.
او درباره اين ويژهبرنامهها كه به مناسبت بزرگداشت فردوسي در
مشهد برگزار ميشود، توضيح داد: در ارديبهشت، «باغ شاهنامه»
با وسعت 30هزار متر مربع با همكاري مؤسسه فرهنگي ـ هنري
كهنديار به سرپرستي سيدحسن موسوي از اعضاي هيأتمديره بنياد
فردوسي در خراسان (حوالي آرامگاه فردوسي) گشايش خواهد يافت كه
بزرگترين مجموعه گردشگري بر پايه شاهنامه فردوسي خواهد بود.
موزه فردوسي، زورخانه، تالار اجتماعات و مجموعه ويژه كودكان و
نوجوانان براي آشنايي با شاهنامه از بخشهاي عمده اين باغ است.
به گفته موحدفرد، اين باغ به لحاظ معماري و درختان و
ميوههايي كه در آن هست، ميتواند توجه گردشگران را جلب كند ؛
چراكه سعي شده است در آن از معماري باستاني و ايراني استفاده
شود و ميوههايي كه در شاهنامه از آنها ياد شده، در اين باغ
پرورش داده شده است.
دبيركل بنياد فردوسي درباره ويژهبرنامههايي كه به مناسبت
بزرگداشت فردوسي در شهر كرج برگزار ميشود، نيز اظهار كرد: به
اين مناسبت ستاد «بزرگداشت هزاره شاهنامه و بزرگداشت مفاخر
ايران» در معاونت فرهنگي شهرداري كرج با همكاري ديگر نهادهاي
فرهنگي اين شهر تشكيل شده و قرار است از اوايل ارديبهشت
ويژهبرنامههاي فرهنگي متنوعي را براي بزرگداشت فردوسي برگزار
كنند.
آغاز به كار باشگاه دانشآموزي بنياد فردوسي در مؤسسه فرهنگي
تربيتي حضرت زهرا (س) به منظور جذب دانشآموزان علاقهمند به
فعاليتهاي هنري مرتبط با شاهنامه، برگزاري نمايشگاه دائمي
هزاره گمشده به وسيله دانشآموزان، گشايش تالار ويژهاي براي
داستانهاي شاهنامه، آموزش نقالي به دانشآموزان و اجراي
نمايشهاي شاهنامه به زبان كودكانه در ايام نوروز از جمله
برنامههايي بوده كه به گفته موحدفرد، در راستاي بزرگداشت
فردوسي تاكنون در شهر كرج برگزار شده است و همچنان ادامه دارد.
او همچنين درباره ويژهبرنامههاي شهر تهران به مناسبت
بزرگداشت فردوسي گفت: اين ويژهبرنامهها از ابتداي ارديبهشت
شروع ميشود و تا پايان آن ماه ادامه مييابد.
به گفته دبيركل بنياد فردوسي، با همكاري مركز ايرانيان خارج از
كشور و انجمن پاسداشت مفاخر ايران و نظارت بنياد فردوسي،
دبيرخانه بزرگداشت هزاره شاهنامه راهاندازي شده است.
او از جمله اهداف اين دبيرخانه را راهاندازي مراكز فرهنگي به
نام شاهنامه و فردوسي در شهرهاي مختلف ايران عنوان كرد كه
مجوزهاي لازم در اين خصوص گرفته شده است و اميد ميرود كه با
همكاري نهادهاي غيردولتي هرچه زودتر آغاز به كار كنند.
موحدفرد اختصاص بخش ويژه دومين جشنواره تئاتر سوره به شاهنامه
را از ديگر اقدامات بنياد فردوسي به منظور گراميداشت اين شاعر
گرانقدر عنوان كرد و گفت: در همان جشنواره در ساعت 16 پنجم
ارديبهشت در تالار اجتماعات دانشگاه سوره، مراسمي به مناسبت
نكوداشت محمد چرمشير ـ نمايشنامهنويس و استاد دانشگاه ـ
خواهيم داشت و به بررسي كتاب «روايت عاشقانهاي از مرگ در
ارديبهشت» اين نويسنده ميپردازيم كه به موضوع فردوسي و
شاهنامه اختصاص دارد.
دبيركل بنياد فردوسي همچنين اعلام كرد: جشنواره موسيقي هزاره
شاهنامه از تاريخ 29 تا 31 ارديبهشت به مدت سه شب از ساعت
30:20 در فرهنگسراي ارسباران با حضور گروههاي موسيقي سنتي و
مقامي خراسان برگزار ميشود. همچنين با همكاري فرهنگسراي
انديشه، نشستهاي باشگاه فردوسي با حضور شاهنامهپژوهان و
نقالان هر هفته دوشنبهها از ساعت 17 در تالار اجتماعات اين
فرهنگسرا برپا ميشود. ضمن اينكه با همكاري خانه جهانگرد،
نمايشگاه نگارههاي شاهنامههاي موزههاي شهر تهران در
نگارخانه موزه رضا عباسي تا پايان فروردينماه داير است كه در
اين نمايشگاه 30 تابلو به سفارش بنياد فردوسي به نمايش درآمده
است. برپايي نشست پژوهشي در سراي اهل قلم نمايشگاه بينالمللي
كتاب تهران با موضوع شاهنامهنگاري و هنرهاي مرتبط با شاهنامه
نيز از ديگر برنامههاي اين بنياد به مناسبت بزرگداشت فردوسي
است.
او درباره ديگر ويژهبرنامههايي كه به مناسبت بزرگداشت فردوسي
در شهر تهران برگزار ميشود، گفت: با همكاري فرهنگستان هنر،
بنياد رودكي و معاونت فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي،
ويژهبرنامههاي ديگري در قالب برگزاري جشنوارههاي هنري
گوناگون در نظر گرفته شده است كه به زودي اعلام خواهند شد.
دبيركل بنياد فردوسي ابراز اميدواري كرد كه مراكز فرهنگي مانند
فرهنگسراي فردوسي، كتابخانه تخصصي شاهنامه و موزه شاهنامه با
حمايت نهادهاي دولتي متولي امسال راهاندازي شوند.
موحدفرد با انتقاد از نبود حمايت مالي نهادهاي دولتي از
ويژهبرنامههاي بزرگداشت فردوسي، اظهار كرد: بنياد فردوسي
همواره اعلام آمادگي كرده است كه ميتواند براي راهاندازي و
گشايش مراكزي به نام فردوسي و شاهنامه همكاري كند.
او ادامه داد: ما پشتيباني مالي نداريم؛ اما بنياد فردوسي با
دست خالي و هزينههاي شخصي اين برنامهها را سامان ميدهد.
بودجه دولتي براي اين برنامهها اختصاص پيدا نكرده است و
كمكهايي هم كه احيانا صورت ميگيرد، يكدهم مخارج حقيقي اين
برنامهها نيست. با اينكه بسياري از مسئولان دولتي قول دادند
و مصوبههاي رسمي داشتيم؛ ولي متأسفانه بسياري از آن وعدهها
دنبال نشد.
دبيركل بنياد فردوسي درباره راهاندازي جايزه جهاني و كتاب سال
فردوسي گفت: پيشنهاد راهاندازي كتاب سال فردوسي از چندي پيش
به معاونت فرهنگي ارشاد ارائه شده و همچنان در مرحله مذاكره
است و بحث جايزه جهاني فردوسي نيز از سوي كميته ملي حافظه
جهاني ايران براي ثبت به يونسكو ارائه شده است. ضمن اينكه
متولي پيگيري اين جايزه سازمان اسناد و كتابخانه ملي است.
او در پاسخ به انتقادهاي برخي از استادان دانشگاه نسبت به
تعيين 25 اسفند به عنوان تاريخ دقيق پايان سرايش شاهنامه كه از
سوي فريدون جنيدي مطرح شده بود، به ايسنا گفت: من از تاريخ
اعلامشده توسط دكتر جنيدي دفاع ميكنم؛ چراكه اين پيشنهاد به
درستي صورت گرفته است و اگر درست نبود، مورد تأييد يونسكو نيز
واقع نميشد.
او با بيان اينكه پرونده جهاني شاهنامه جزو بيسابقهترين
پروندههايي بوده است كه مورد توافق همه كشورهاي عضو يونسكو
قرار گرفته، اظهار كرد: تنها تاريخنگاري دقيقي كه در 60هزار
بيت شاهنامه انجام شده، دو بيت پاياني آن است كه اين دو بيت
عبارت است از: سرآمد كنون قصه يزدگرد // به ماه سپنـدارمذ روز
ارد // ز هجرت شده پنج هشتاد بار //كه پيوستم من اين نامه
ناموار.
او ادامه داد: در اين دو بيت، فردوسي اشاره كرده است كه
پايانبخش شاهنامه، داستان پيروزي مسلمانان بر پادشاه ايراني
(يزدگرد) است و در مصراع دوم به تاريخ دقيق پايان سرايش
شاهنامه اشاره ميكند. در اسپندارمذ (اسفندماه كنوني) شاهنامه
به پايان رسيده است و با توجه به اينكه ما در گاهشمار
باستاني ايراني روزهاي هفته را نداشتيم و هر روز با يك عنوان
خاص نامگذاري ميشد، ما 12 جشن داشتيم كه بر اساس برابري آن
روز با ماهي كه همنام آن بود، برگزار ميشدند.
به گفته موحدفرد، بيستوپنجم هرماه روز ارد نامگذاري ميشده
است كه با اين توضيح، 25 اسفند هر سال سالروز پايان سرايش
شاهنامه است. در بيت بعدي، فردوسي از گاهشمار قمري بهره برده
و اشاره كرده است كه از هجرت پيامبر اسلام 400 سال گذشته است
كه با برابري كه دكتر جنيدي انجام داد، ميبايست سال 388 هجري
خورشيدي را با سال 400 هجري قمري برابر بدانيم؛ به همينرو پس
از هزار سال در 25 اسفند 1388، شاهنامه فردوسي هزارساله شد.
روستايي زيبا در دامنه كوه کرکس
ابيانه
روستايي در 40 کيلومتري شمال غربي نطنز در دامنه کوه کرکس است.
اين روستا به اعتبار معماري بومي و بناهاي تاريخي پرتنوعش از
روستاهاي استثنايي ايران است. ابيانه نقطهاي خوش منظره و خوش
آب و هوا و داراي موقعيت طبيعي مساعدي است.
نوشته و اثري که قدمت زماني ابيانه را دقيقاً معلوم کند در دست
نيست؛ ولي قدمت هزار و پانصد ساله را براي آن تخمين ميزنند و
آن را از کهنترين زيستگاههاي انساني در حاشيه دشت کوير
ايران ميدانند. آثار و بناهاي تاريخي که در ابيانه وجود دارد
مربوط به دورههاي ساساني، سلجوقي، صفوي و قاجار است. اين آثار
نشاندهنده قدمت تاريخي اين زيستگاه انساني است.
تمامي خانههاي ابيانه روي دامنه پرشيبي در شمال رودخانه
«برزرود» بنا شدهاست به صورتي که پشت بام مسطح خانههاي
پايين دست، حياط خانههاي بالادست را به وجود آورده است و
هيچ ديواري هم آنها را محصور نميسازد. در نتيجه، ابيانه در
وهله اول روستايي چند طبقه به نظر ميآيد که در بعضي موارد تا
چهار طبقه آن را ميتوان مشاهده کرد.
نماي خارجي ديوارهاي خانههاي ابيانه با خاک سرخي که معدن آن
در مجاورت روستاست پوشيده شدهاست. از آنجا که در دامنههاي
شيبدار ابيانه فضاي کافي براي ساختن خانههاي موردنياز وجود
ندارد در اين روستا چنين رسم شده است که هر خانواده انبار غار
مانندي در تپههاي يک کيلومتري روستا در کنار جاده و نرسيده به
ابيانه ايجاد کند. اين غارها که در دل تپهها حفر شدهاند و
از بيرون فقط درهاي کوتاه و محقر آن نمودار است براي نگهداري
دامها و نيز آذوقه زمستاني و اشياي غيرضروري مورد استفاده
قرار ميگيرد.
زندگي مردم ابيانه کشاورزي، باغداري و دامداري است که با
روشهاي سنتي اداره ميشود. بيشتر زنان در امور اقتصادي با
مردان همکاري دارند. ابيانه داراي هفت رشته قنات است که براي
آبياري مزارع و باغهاي مورد استفاده قرار ميگيرد. گندم، جو،
سيب زميني و انواع ميوه به خصوص سيب، آلو، گلابي، زردآلو،
بادام و گردو در ابيانه به دست ميآيد.
مردم ابيانه به سبب کوهستاني بودن منطقه و دور بودن محل آنها
از مراکز پرجمعيت و راههــــاي ارتباطي، قرنها در انزوا
زيسته و در نتيجه بسيــــاري از آداب و رسوم قومي و سنتي و از
جمله زبان و لهجه قديم خود را حفظ کردهاند.
***
قديميترين اثر تاريخي ابيانه آتشکدهاي است که مانند ديگر
بناهاي ده در سراشيبي قرار گرفتهاست. آتشکده ابيانه را
نمونهاي ازمعابد زردشتي دانستهاند که در جوامع کوهستاني
ساخته ميشد.
اثر تاريخي ديگر اين روستا مسجد جامع آن و قديميترين اثر
تاريخي اين مسجـــد منبر چوبي منبتکاري آن است که در سال 466
هجري قمري ساخته شدهاست.
مسجد قديميديگر ابيانه مسجد «برزله» است که داراي فضاي دلبازي
است و روي لنگه در شرقي آن سال 701 هـ. ق. نوشته شدهاست که
مربوط به دوره ايلخانان است.
مسجد تاريخي ديگر ابيانه مسجد حاجتگاه است که کنار صخرهاي در
کوهستان بنا شده و بر در ورودي شبستان آن تاريخ 952هـ. ق.
مشاهده ميشود.
روستاي ابيانه داراي دو زيارتگاه است: يکي مرقد شاهزاده عيسي و
شاهزاده يحيي در جنوب روستا که به گفته اهالي فرزندان امام
موسي کاظم(ع) بودهاند و زيارتگاه ديگر ابيانه قدمگاه ناميده
ميشود. از جمله اماکن ديدني ديگر ابيانه ميتوان از خانه غلام
نادرشاه و خانه نايب حسين کاشي نام برد.
برگرفته از:
http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2010/04/04-18/14-47-53.htm&storytitle=روستايي
زيبا در دامنه كوه کرکس

نام خلیج فارس و تاریخ
استاد علی
اکبر محمودیان پژوهشگر متون جغرافیا
1. از پیدایش خلیج فارس تا دوران تاریخی:
از چند میلیارد سال پیش كه سطح زمین سرد
شد و حالت خشكی و دریا به خود گرفت.
قارهها بهصورت صفحههایی در روی مواد
زیر پوسته در حال لغزیدن و حركت بودند و
شكل آنها تغییر میكرد. از حدود 25 تا 38
میلیون سال پیش به تقریب دریای تتیس كه
بین مجموعه خشكیهای جنوب و شمال قرار داشت
كمكم از بین رفت و قاره هندوستان از جنوب
به طرف شمال آمد و به آسیا پیوست و در اثر
فشار آن كوههای هیمالیا به وجود آمد و
شبه جزیره عربستان هم از آفریقا جدا شد و
به سوی شمال شرقی حركت و به ایران پیوست و
در اثر فشار آن كوههای زاگرس پدیدار شد،
و خلیجفارس شكل گرفت(1).
از آن به بعد خلیج فارس از نظر ناهمواری
تغییر اساسی نداشت ولی از نظر آب و هوا در
هر دوره یخبندان كه سطح آبهای آزاد جهان
پایین میرفت، خالی از آب میشد. در 18
هزار سال پیش كه پایان آخرین یخبندان بود
و سطح آبهای دریاهای آزاد حدود 120 متر
پایین رفته بود، آب و خلیجی وجود نداشت و
چه بسا انسانهای دوران پارینه سنگی در
بیشتر بستر آن زندگی هم میكردند. با گرم
شدن هوا كمكم سطح آب بالا آمد و به حد
امروزی رسید و احتمالاً بالا آمدن همچنان
ادامه دارد(2).
از 9000 سال پیش انسانهای دوران میانسنگی
و نوسنگی و عصر فلزات در سواحل شمالی از
بینالنهرین، سومر و عیلام به طرف شرق تا
هلیلرود جیرفت تمدنهای درخشانی را پشت سر
نهاده بودند(3). این مردم كه از نژاد سفید
قدیمی تیره رنگ بودند، در بیش از 5000 سال
پیش با اختراع خط وارد دوران تاریخی شدند
و علاوه بر نواحی ساحلی با نواحی مركزی
ایران نیز ارتباطهایی داشتند(4) و در
حواشی سواحل و جزایر نزدیك رفت و آمد
میكردند.
2. چگونه و كی نام دریای پارس ثبت تاریخ
شد:
داریوش بزرگ هخامنشی در سال 517 پ م/ 1138
پ ﻫ، به «مودرایه» (مصر) رفت و به دستور
او كانالی از دریای عرب (سرخ) به شاخهای
از رود «پیرَوَ» (نیل) متصل شد. و راه
آبی مهم اقیانوس اریتره (هند) به دریای
مغرب (مدیترانه) گشوده گردید و «اسكیلاگس»
دریا سالار داریوش نخستین كسی بود كه
ناوگان او از دریای پارس (عمان) عربستان
را دور زد و از دریای عرب (خلیج عرب)
وارد دریای غرب شد، (200 سال قبل از
اسكندر) وقتی این آبراهه ایجاد شد به
دستور داریوش بر لوحی از سنگ خارای قرمز
رنگ به ابعاد 17*167 سانتیمتر ضمن شرح
كانال، نام «دریایی كه از پارس بدان روند»
نیز نگاشته شد. و بدینترتیب نام «دریای
پارس» برای نخستین بار ثبت تاریخ(5 و 6)
گردید (حدود 2500 سال پیش).
3. خلیج پارس در دوران باستان و استان
پارس:
در حدود 220 سال جهانداری هخامنشیان و
حدود 800 سال ابرقدرتی اشكانیان و
ساسانیان كه پیوسته یكی از دو ابرقدرت
جهان (كه دیگری رومیان) بودند، در مدت بیش
از هزار سال امكان و جرأت مخالفت آن هم در
حد براندازی نام پارس حتی در ذهن كشور یا
قبیلهای متصور نبود. استان پارس مهمترین
و پرقدرتترین استان ایران باستان بود و
این استان سراسر شمال خلیج پارس را شامل
میگردید و تمام جزایر، سواحل و مناطق
مسكونی شبه جزیره عربستان جزء توابع استان
پارس به حساب میآمد، به عبارت دیگر حدود
و نفوذ استان پارس تا سواحل جنوبی شبه
جزیره عربستان و زمانی تا دریای عرب (سرخ)
بود.
4. خلیج فارس و دوران تسلط مستقیم
مسلمانان (نقل قولی از ابنخلدون):
تا قبل از پیدایش اسلام قبایل عرب هیچگاه
با هم متحد و صاحب قدرت نبودند و پیوسته
از ایران به ویژه ایالت فارس و حكام آن
تمكین میكردند و در واقع احترام و ارزش
برای پارسیان قائل بودند. ر.ن فرای از قول
فیلسوف شهیر تاریخ، ابن خلدون (732 تا 808
ﻫ ق)، مینویسد: «بیشتر دانشمندان اسلامی
چه در علوم دینی و چه در علوم عقلی جز چند
تن، همه غیرعرب بودند... و از آنها بیشتر
ایرانی و فارسی... بودند، همه عالمان اصول
فقه چنانكه میدانی و هم كلیه علمای كلام
و همچنین مفسران، ایرانی بودند و به جز
ایرانیان كسی به حفظ و تدوین علم قیام
نكرد و از اینرو مصداق گفتار پیامبر(ص)
پدید آمد كه فرمود: اگر دانش بر گردن
آسمان درآویزد قومی از مردم فارس بدان
نائل میآیند و آن را به دست
میآورند...»(7).
5. خلیجفارس و حكومتهای مستقل و ایالت
فارس:
در آغاز دوران اسلامی ابتدا حكام ایالت
فارس از سوی دستگاه خلافت امویان و بعد
عباسیان تعیین میشدند و به تقریب حاكمان
جزایر و سواحل نیز از سوی حكام فارس
گمارده میشدند.
از دوره طاهریان از شروع سده سوم كه كم
كم امرا و سپس پادشاهان محلی و بالاخره
دولتهای بزرگ مانند دیلمیان، سلجوقیان،
اتابكان فارس، تیموریان، صفویان، نادرشاه،
كریمخان زند و حتی آقامحمدخان و فتحعلی
شاه قاجار، تمام حكام و شیوخ محلی سواحل
جنوبی تابع حاكم ایالت فارس بودند و با
دادن باج و خراج و هدایا خدمتگزاری خویش
را اعلام میكردند.
بیشتر درآمد این حكام از تجارت بود كه
دامنه آن از یك سو به شرق آفریقا و از سوی
دیگر تا چین میرسید و بیشتر بازرگانان
بنادر فارس و بحرین بزرگ ثروتهای سرشاری
را نصیب موطن خود مینمودند.
چند كلمه در مورد بندرعباس
بندر شهر هرموز – در دوران باستان در محل
میناب كنونی قرار داشت و از حدود اوایل
قرن هفتم ﻫ ق بندر تجارتی بیرقیب
خلیجفارس بود.
جزیره هرمز – در اواخر قرن یاد شده حاكم
بندر هرموز برای امنیت بیشتر تمام تشكیلات
حكومتی و تجاری شهر هرموز را به «جزیره
جرون» منتقل كرد و نام آن را هم به هرمز
تغییر داد و جزیره هرمز هم مشهور شد و
مهمترین مركز تجاری خلیجفارس شد.
بندرعباس – در قدیم دهكده ماهیگیری به نام
«شهرو» بود. در اوایل قرن هشتم كه جزیره
جرون به جزیره هرمز تغییر نام داد، واژه
«جرون» به «شهرو» انتقال داده شد یعنی
شهرو، جرون شد. با رونق تجاری جزیره هرمز
و نقل و انتقال كالا از دریا به داخل خشكی
ایران و برعكس از طریق جرون، كمكم این
شهر كوچك هم ترقی كرد و نامش از جرون
«گمرو» و بعد به «گمرون» (گامبرون) تغییر
پیدا كرد. بعدها با آمدن پرتغالیها و
تصرف هرمز در زمان شاه اسماعیل، این جزیره
تابع دولت پرتغال گردید. در زمان شاه عباس
بزرگ صفوی در سال 1031 ﻫ ق/ 1622 م
«امامقلی خان» سردار شاه عباس و حاكم
ایالت فارس با همكاری شركت هند شرقی
بریتانیا، پرتغالیها را شكست داد و گمرون
جای هرمز را گرفت و نامش هم به افتخار شاه
عباس «بندرعباس» شد و همانند سایر بنادر
فارس بر شهرت و اعتبار ایالت فارس افزود
(در آن زمان استان هرمزگانی وجود
نداشت)(8).
تابعیت شیوخ و حكام عرب سواحل جنوبی
خلیجفارس تا زمان فتحعلی شاه قاجار ادامه
داشت از آن به بعد عوامل زیادی باعث شد
جزایر و سواحل جنوبی خلیجفارس از حاكمیت
ایران خارج شود و به دست انگلیسیها
بیفتد. از جمله: تصرف ولایات قفقاز و
شروان (جمهوری آذربایجان)، تسخیر ازبكستان
و تركمنستان توسط روسها، شورشهای
هراتیها، قندهاریها (افغانستان بعدی) به
تحریك انگلیسها و ندادن اجازه به دولت
ایران برای فرونشاندن آنها به بهانه حریم
هندوستان بودن، كه هند را تابع بریتانیا
میدانستند. انگلیسیها همچنین افراد دست
نشانده خود را بر مصادر امور مهم ایران
میگماردند و در ضمن بین شیوخ تفرقه
میافكندند و آن را به تجاوز نواحی تابع
ایران تشویق میكردند، و به مرور طبق
قراردادهایی شیوخ را تابع دولت انگلستان
نمودند و دولتهای ایران به خصوص در زمان
ناصرالدین شاه آن قدر درگیر مسایل یاد شده
بودند كه حتی فرصت اعتراض هم نداشتند.
دارسی انگلیسی امتیاز نفت را گرفت و با به
نفت رسیدن اكتشافات و نیاز ناوگان دریایی
انگلستان به نفت، دولت انگلیس خود را
رسماً وارد صحنه كرد و انگلیسیها به
تقلید روسها كه قزاقها را در شمال
داشتند، در جنوب تفنگداران جنوب ایران را
دایر كردند و كشور ایران را بین خود و
روسیه تقسیم نمودند. با انقلاب 1917
روسها از صحنه ایران بیرون رفتند... و
انگلیسها بر آن شدند تا ایران را تماماً
خود مالك شوند، اما لقمه آنقدر بزرگ بود
كه آزادیخواهان خود جوش در سراسر جنوب به
ویژه در تنگستان و دشتستان و در اكثر
روستاها و شهرها بر علیه انگلیسها و
عوامل آنها قیام و لقمه را در گلوی آنها
گیر دادند.
انگلیسیان ناچار با تغییر سیاست مزورانه و
با سپردن كارها به دست عوامل خود فروخته
ایرانی و منافع كمتر تن در دادند.بعدها
ایرانیان توانستند با خردمندی و اتحاد و
اتفاق در مبارزات ملی كردن صنعت نفت، كمر
بریتانیایی كبیر را بشكنند و از ابهت و
قدرت جهانی آنها بكاهند...
6. عبدالكریم قاسم عراقی و جمال عبدالناصر
مصری:
در 23 تیرماه 1337 / 14 ژوئیه 1958 ژنرال
عبدالكریم قاسم كودتا کرد و ملك فیصل
پادشاه و ولیعهد و نخستوزیر عراق و
عدهای دیگر را كشت و پس از چندی در
اختلاف با ایران نام خلیجفارس را «خلیج
عربی» نهاد. در فروردین 1339 حملات
تبلیغاتی در كشور قطع و قرار شد بین دو
كشور سفیر مبادله شود و عبدالكریم قاسم هم
موضوع خلیج عربی را مسكوت گذاشت.
اما جمال عبدالناصر در اثر اختلاف با شاه
در رابطه با اسرائیل و اتهام دخالت شاه
ایران علیه ملی كردن كانال سوئز و همدستی
با استعمارگران ... در 3 مرداد 1339 با
ایران قطع رابطه كرد و سفیر ایران و اعضای
سفارت را از قاهره اخراج نمود و به دستور
او «اتحادیه عرب» در 23 مرداد همان سال
برابر 14 اوت 1960 اعلام كرد: «از این پس
خلیج عربی به جای خلیج فارس به كار برده
خواهد شد....»(9).
عبدالناصر میپنداشت محمدرضا شاه مالك
تمام ایران و خلیجفارس است و مردم ایران
هم برده او هستند و برخلاف تمام موازین
اخلاقی، سیاسی، اجتماعی، جغرافیایی و
تاریخ و چشم بستن بر حدود 2550 سال از
تاریخ جهان، دست به چنین عملی زد و برای
ملت ایران كه رادیو قاهره هر شب از
مظلومیت آنان سخن میگفت ارزشی قائل نشد.
7. پیامدهای نامناسب اختلاف در بین اعراب،
اعراب و ایران و عوارض آن در منطقه:
میدانیم برخی از كشورهای سرمایهدار و
ابرقدرت برای حفظ منافع بیشتر خود از
سیاست تفرقه افكنانه و تضعیف كشورهای
منطقه بهره میبرند. بنابراین برای خنثی
كردن این ترفند باید سعی كنیم هر چه بیشتر
ارتباط و دوستی و باب رفت و آمد و عرضه
داشتن امكانات پرشمار خود را به اعراب
بگشاییم و همت كنیم اتحادیهای منسجم از
كشورهای ساحلی خلیجفارس ایجاد كنیم و در
آن محیط دوستی و صمیمیت، خود به خود كار
«تغییر نام» حل خواهد شد به خصوص كه دیگر
آن مسایل دوره جمال عبدالناصر هم وجود
ندارد و روابط به سوی «حسنه شدن» پیش
میرود.
پینوشتها:
1.Collins Atlas of the World 1988
London.
2. The Times Atlas of the World new
reference edition Times Books, 1999
London.
3. جیرفت؛ پهلوبه پهلوی تمدن
بینالنهرین، دكتر یوسف مجیدزاده،
خبرنگار، كورش پیرایش، روزنامه ایران
چهارشنبه 6 اسفند 1382، ص 16. تاریخ و
تمدن ایلام، یوسف مجیدزاده مركز نشر
دانشگاهی، 1370.
4. اطلس تاریخ ایران؛ دكتر عبدالمجید
ارفعی، سازمان نقشهبرداری كشور، 1378.
5. نقشههای جغرافیایی و اسناد تاریخ خلیج
فارس، به مناسبت كنفرانس بینالمللی
خلیجفارس، دفتر مطالعات سیاسی و
بینالمللی با همكاری مؤسسه جغرافیایی و
كارتوگرافی سحاب 1368.
6. ایران باستان، حسن پیرنیا
(مشیرالدوله)، دنیای كتاب، 1369.
7. عصر زرین فرهنگ ایران، ریچارد ن. فرای،
مترجم مسعود رجبنیا، چاپ دوم، سروش 1363.
8. مجموعه مصور تاریخی خلیج فارس، مؤسسه
جغرافیایی و كارتوگرافی سحاب با همكاری
علیاكبر محمودیان، زیرنظر محمدرضا سحاب،
ناشر: كانون پرورش فكری كودكان و
نوجوانان، 1384.
9. روزشمار تاریخ ایران، از مشروطه تا
انقلاب اسلامی، باقر عاقلی، نشر گفتار،
جلد دوم، 1374.
برگرفته از:
http://persiangulfstudies.com/Fa/index.asp?P=NEWS2&Nu=101
|